قهرمان ميرزا عين السلطنه
7232
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
مىزدند گفت تركى . پرسيدم سر و صورت را بسته بودند گفت خير . گشاده بود . سر و لباسشان هم خوب بود . گفت دست مرا براى ساعت مچى مىخواست قطع كند . گفتم حوصله كن من بازكردن و بستن آن را به شما ياد مىدهم و همين كار را كردم . اما دلم براى دو گلدان گل آزاليا خيلى سوخت كه به زحمت تا آنجا آورده بودم . هرقدر التماس كردم اين گل به سرما عادت ندارد خشك مىشود گفت « داكچدى » ديگر گذشت . از مال زنها فقط پالتو خانم فرانسوى را برداشتند كه او به دزدها به زبان فرانسه مىگفت اجازه بدهيد دستمال خود را بردارم . پرسيدم چند نفر بوديد . گفت سه اتومبيل داشتيم . يكى من و دختر نصرت السلطنه ، يكى نصرت السلطنه با عيالش و معلمهء فرانسوى ، سيمى دو تا نوكر . مىگفت يك كنتس معتبرى در پاريس كه ايام محمد على شاه در فصل جون ( ماه ثور ) ايران آمده و اغلب جاها مسافرت كرده . اين كنتس عاشق ايران است . ازبس كه نزد اين خانم تعريف كرده بود مايل شد كه به معلمى بچههاى داداش ايران بيايد . اول ورود اين معامله با او شد . ديروز همه آقايان اينجا ناهار دعوت داشتند بسيار خوش گذشت . جشن كودتاى 1299 رئيس الوزرا جشن سال چهارم تشكيلات قشون را ( كودتا 3 حوت 99 ) در مدرسهء نظام گرفت . جز نظاميها كسى نبود . برنشيت - آنفلوآنزا اين دو مرض كه امسال شدت دارد يكى را گريپ ، ديگرى را برونشيت [ مىگويند ] . اولى تب شديد است كه درجهء آن كم و زياد مىشود . اما قطع نمىشود . ديگرى همان آنفلوآنزا است كه امسال برونشيت لقب گرفته است . امير اقتدار مرخص شده اما در خانهء خود تحت نظر است . مراوده هم نبايد بنمايد . بيمارى عز الدوله يكشنبه 28 رجب - حال حضرت و الا خوب نيست . از ناخن پا تا سر به واسطهء نقرس درد مىكند ، ورم كرده . گلو خشك مىشود . نمىتواند بخوابد . امروز كمى هم تب داشت . از درد روزى چند مرتبه هم گريه مىكند . اما خانمها بسيار خوب پرستارى مىكنند . شب تا صبح بيدارند و مشغول خدمت .